تبلیغات
هیئت امام رضا(ع) - سه خطای خلیفه

سه خطای خلیفه

بن‏ابی‏الحدید آورده: عمر شبها پاسبانی می‏کرد، شبی به هنگام گشت، صدای مرد و زنی از خانه‏ای به گوشش رسید، شکی در دلش افتاد، از دیوار خانه بالا رفت و به درون خانه نگاه کرد، زن و مردی را دید که در کنار هم نشسته و کاسه شرابی در جلو آنهاست. عمر به مرد نهیب زد و گفت: ای دشمن خدا! آیا می‏پنداری که تو خدا را معصیت می‏کنی و او بر تو می‏پوشد؟!
مرد گفت: ای خلیفه! اگر من تنها یک گناه مرتکب شده‏ام تو مرتکب سه گناه شده‏ای:
اول این که خداوند می‏فرماید: ولا تجسسوا؛ [1] تجسس نکنید، و تو تجسس کرده‏ای‏
دوم این که می‏فرماید: واتوا البیوت من ابوابها؛ [2] از درهای خانه‏ها داخل شوید و تو از دیوار بالا آمده‏ای.
سوم این که می‏فرماید: فاذا دخلتم بیوتا فسلموا؛ [3] هر وقت داخل خانه‏ای شدید به اهل آن خانه سلام کنید و تو سلام نکردی. [4] .
و در تفسیر ثعلبی آمده: مردی که عمر از دیوار خانه‏اش بالا رفته ابومحجن ثقفی است که در آن موقع به عمر اعتراض نموده به او گفته: این کار تو نارواست و خداوند تو را از تجسس برحذر داشته است. عمر به همراهان خود گفت: این مرد چه می‏گوید؟ زید بن ثابت و عبدالله بن ارقم به او گفتند، راست می‏گوید این عمل شما تجسس است. عمر چون این را شنید از خانه بیرون شد و او را به حال خود واگذاشت. [5] .
در شرح حال همین ابومحجن آورده‏اند که او به علت شدت علاقه‏ای که به نوشیدن شراب داشته سروده:

اذا مامت فادفنی الی جنب کرمه 
تروی عظامی بعد موتی عروقها

ولا تدفننی فی الفلاه فاننی 
اخاف اذا مامت لا اذوقها [6] .

پی نوشت ها: 
[1] سوره حجرات، آیه 12. 
[2] سوره بقره، آیه 188. 
[3] سوره نور، آیه 60. 
[4] شرح نهج‏البلاغه، ج 1، ص 61. 
[5] تفسیر ثعلبی. 
[6] آنگاه که مردم مرا در کنار درخت انگوری به خاک بسپارید، تا استخوانهایم از ریشه‏های آن سیراب گردد و مرا در فلاه دفن نکنید، که می ترسم پس از مرگ از چشیدن آن بی بهره بمانم. 


[ جمعه 14 آذر 1393 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ مدیر وبسایت ]